1_ارزش معلم

امام حسین(ع)یکی از پسرانش را نزد معلمی گذاشت تا به او درس بدهد.هنگامی که آن پسر سوره حمد را از او آموخت،امام حسین(ع)معلم را طلبید،علاوه بر کمک شایان،دهانش را پر از دانه های در و گوهر گرانبها کرد و به این ترتیب از معلم قدردانی و سپاسگزاری نمود.شخصی به آن حضرت عرض کرد:

((به خاطر تعلیم،آن همه به او جایزه دادی؟))امام حسین در پاسخ فرمود:((این جایزه اندک چگونه می تواند ارزش آموزش را جبران کند؟!))

2_پرهیز از سوگند زیاد

از سخنان گهر بار امام حسین(ع)چنین است:

از سوگند یاد کردن زیاد بپرهیزید،زیرا انسانی که تکیه کلامش سوگند است به خاطر یکی از چهار چیز،سوگند یاد می کند:

_در خود احساس کمبود می کند،سوگند می خورد تا مردم او را تصدیق کنند.

_از آوردن دلیل،ناتوان است و سوگند را وسیله استحکام سخنش قرار می دهد.

_در بین مردم متهم شده و می بیند جز با سوگند حرفش پذیرفته نمی شود.

_و گاهی به سوگند یاد کردن،عادت کرده و بی جهت سوگند بر زبانش جاری می گردد.

3_ریشه های گناه 

شخصی به حضور امام حسین(ع)رسید و عرض کرد:گنه کارم و نمی توانم گناهانم را ترک کنم،مرا موعظه کن.

امام(ع)فرمود:((پنج کار را انجام بده و هرچه می خواهی گناه کن:1_روزی خدا را مخور2_از ملک خدا بیرون برو3_به جایی برو که خدا تو را نبیند.4_وقتی عزراییل خواست روحت را از بدنت جدا کند او را از خود بران5_وقتی که مالک دوزخ خواست تو را به دوزخ افکند،زیر بارش مرو.در این صورت هرچه می خواهی انجام بده.))

4_غذای حرام

امام حسین(ع)در روز عاشورا خطاب به سپاه دشمن فرمودند:وای بر شما چرا ساکت نمی شوید،تا گفتارم را بشنوید؟همانا من شما را به را هدایت و رستگاری فرا می خوانم،هرکس از من پیروی کند سعادتمند است و هرکس نافرمانی ام کند از هلاک شدگان است شما همگی نافرمانی ام می کنید و به سخنم گوش نمی دهید،آری در اثر هدایای حرامی که به شما رسیده و در اثر غذا های حرامی که شکم هایتان از آن ها انباشته شده،خداوند این چنین بر دلهای شما مهر زده است.

5_کربلا

ابو مخنف گوید:چون امام حسین(ع)به کربلا رسید،فرمود:پیاده شوید،به خدا اینجا خوابگاه سواری های ماست،به خدا در اینجا خون های ما ریخته خواهد شد،اینجا به حریم ما بی احترامی می شود،اینجا مردان ما کشته می شوند،اینجا اطفال ما ذبح می شوند،اینجا قبور ما زیارت می شود.به همین تربت،جدم پیامبر مرا وعده داده است و وعده او خلاف نمی شود.